شبکه های اجتماعی

تصمیم گیری

تصمیم گیری یک مهارت کلیدی در زندگی می باشد. زندگی مجموعه ای از انتخاب ها است. بسیاری از تصمیم‌هایی که می‌گیریم ممکن است بی‌اهمیت به نظر برسند، اگرچه وقتی با تصمیم‌های دیگر درکنار هم قرار می گیرند و یا مکررا این تصمیمات گرفته می شوند، ممکن است منجر به عواقب بسیار گسترده‌ای شوند که هرگز تصور نمی‌کردیم. برخی تصمیمات مانند تصمیمات شغلی، به وضوح مهمتر هستند زیرا احتمالاً تأثیر زیادی بر زندگی ما خواهند داشت.

تصمیم گیری یک فرایند چند مرحله ای است از جمله:

 

·         تشخیص اینکه باید یک تصمیم گرفته شود

·         درک اهدافی که فرد امیدوار است به آن دست یابد

·         تهیه فهرستی از گزینه ها

·         تعیین پیامدهای مثبت و منفی هر گزینه

·         تعیین مطلوبیت هر پیامد

·         ارزیابی احتمال هر پیامد

·         ادغام تمام اطلاعات.

در زندگی واقعی، مردم اغلب از روی عادت یا سنت انتخاب می کنند، بدون اینکه مراحل تصمیم گیری را به طور سیستماتیک طی کنند. تصمیمات ممکن است تحت فشار اجتماعی یا محدودیت های زمانی اتخاذ شوند که در بررسی دقیق گزینه ها و پیامدها اختلال ایجاد می کند (ریسون، 1990). تصمیمات ممکن است تحت تأثیر وضعیت عاطفی فرد در زمان تصمیم گیری قرار گیرد (پلوس، 1993). هنگامی که افراد فاقد اطلاعات یا مهارت کافی باشند، ممکن است تصمیمات کمتر از حد مطلوب بگیرند.

یکی از مشکلات تصمیم گیری این است که فهرستی از گزینه ها در نظر گرفته نمی شوند و فقط بر یک گزینه تمرکز می شود. مانند اینکه بسیاری از خانمها برای پیشگیری از بارداری فقط به قرص فکر می کنند و به گزینه های دیگر فکر نمی کنند.

تحقیقات بیشتر بر نحوه نگرش مردم به پیامدهای گزینه های مختلف تا خود تولید گزینه متمرکز شده است. تحقیقات نشان می دهد که از سن حدود 12 یا 13 سالگی، جوانان از نظر توانایی در شناسایی و ارزیابی پیامدهای احتمالی درگیر شدن در رفتارهای مخاطره آمیز شبیه به بزرگسالان هستند.

نوجوانان اندکی بیشتر از بزرگسالان پیامدهای اجتماعی درگیر شدن یا اجتناب از یک رفتار مخاطره آمیز را فهرست می کنند (بیث-ماروم و همکاران، 1993). نوجوانان همچنین درگیر شدن در رفتارهایی را گزارش می‌کنند که بیشتر احتمال دارد پیامدهای مثبت داشته باشد تا منفی.

در چارچوب تصمیم گیری، نه تنها باید پیامدها را تشخیص داد، بلکه باید احتمال وقوع یک پیامد را نیز تعیین کرد. درگیری نوجوانان با رفتارهای مخاطره آمیز اغلب به این نسبت داده می شود که آنها خود را آسیب ناپذیر می پندارند - به این دلیل که فکر می کنند عواقب بدی برای آنها اتفاق نخواهد افتاد. تحقیقات نشان می دهد که آنها بیشتر از بزرگسالان خود را آسیب ناپذیر می بینند. مطالعات متعدد نشان داده‌اند که بزرگسالان تمایل کمتری برای تجربه نتایج منفی دارند و احتمال بیشتری برای تجربه نتایج مثبت دارند.

نوجوانی دوران رشد و تغییر جسمی، شناختی، اجتماعی و عاطفی است. توانایی استدلال سیستماتیک و استدلال احتمالی در دوران نوجوانی کمتر رشد کرده است.

افزایش توانایی در درک مفهوم احتمال، درک واقع بینانه تری از شانس وقوع نتایج مختلف را ایجاد می کند. افزایش ظرفیت برای استدلال سیستماتیک به نوجوانان این توانایی را می دهد که پیامدهای آینده را تصور کنند و آنها را به زمان حال منتقل کنند و از این طریق آنها را قادر می سازد تا پیامدهای اعمال خود را ارزیابی کنند. افزایش توانایی برای هماهنگ کردن قطعات مستقل اطلاعات باید نوجوانان را تشویق کند تا به تمام جنبه های مربوط به انتخاب ها توجه کنند.

برخی از افراد ترجیح می دهند اطلاعات جمع آوری کنند و گزینه های مختلف را با دقت بررسی کنند. برخی دیگر ترجیح می دهند به شواهد تکیه کنند و تصمیمات فوری بگیرند. گروه سوم در استراتژی های خود ناسازگار هستند و سطوح بالایی از عدم تصمیم گیری را گزارش می کنند. طبق مطالعات انجام شده، دو گروه اول خود را تصمیم‌گیرندگان خوبی می‌دانستند، اما دانش‌آموزانی که تصمیمات فوری می‌گرفتند، نسبت به کسانی که به دقت گزینه‌ها را ارزیابی می‌کردند و پیامدهای آن را ارزیابی می‌کردند، بیشتر درگیر رفتارهای پرخطر بودند.

ممکن است تفاوت های دیگری بین نوجوانان و بزرگسالان وجود داشته باشد که ممکن است بر نحوه تصمیم گیری آنها نیز تأثیر بگذارد. کوهن خاطرنشان کرد که نوجوانان مشارکت گاه به گاه یا تجربی در فعالیت های تهدید کننده سلامت را کمتر از والدین خود می بینند. در مقایسه با والدین خود، نوجوانان خطر کمتری را در مصرف گهگاهی الکل، مست شدن یا کشیدن سیگار احساس می کنند. به طور قابل‌توجه، با این حال، آنها تشخیص می‌دهند که مشارکت مکرر در این فعالیت‌ها آنها را در معرض خطر بیشتری برای آسیب قرار می‌دهد (Cohn و همکاران، 1995). برخی شواهد حاکی از آن است که نوجوانان خطرات مستقل را به صورت تجمعی درک نمی کنند، یعنی فکر می کنند قبل از تجربه پیامدهای منفی باید چندین بار در معرض خطر قرار گیرند. نمونه ای از این استدلال، نوجوان حامله ای است که فکر نمی کرد بار اول باردار شود. کوهن خاطرنشان کرد که نوجوانان همچنین ممکن است توانایی خود را برای تشخیص و اجتناب از موقعیت های خطرناک دست بالا ارزیابی کنند.

احساسات بر نحوه تفکر و رفتار افراد تأثیر می گذارد و بر اطلاعاتی که افراد به آنها توجه می کنند تأثیر می گذارد. هنگامی که افراد احساسات مثبت را تجربه می کنند، تمایل دارند احتمال پیامدهای منفی اعمال خود را دست کم بگیرند. هنگامی که آنها احساسات منفی را تجربه می کنند، تمایل دارند روی کوتاه مدت تمرکز کنند و چشم انداز کلان را از دست بدهند. هم توانایی تصمیم گیری نوجوانان و هم بزرگسالان تحت تأثیر احساسات است. تحقیقات لارسون نشان داده است که نوجوانان به طور کلی احساسات بیشتری را نسبت به بزرگسالان تجربه می کنند. حدود یک چهارم تا یک سوم از احساسات قوی نوجوانان - اعم از مثبت و منفی - به نوعی با احساسات عاشقانه واقعی یا خیالی گره خورده اند.